عشق و روانشناسی ( شناخت جديد )

ديدن جدول: مكتوبات حضور   نسخه ويژه چاپ   ارسال به صورت HTML   ارسال به Word   Export to XML

برگست به ليست 

سيستم تبليغات هوشمند حضور 1000000 تبليغ رايگان سايت شما
رديف
13
عنوان
عشق و روانشناسی ( شناخت جديد )
شرح
عشق و روانشناسی

نوشته زير فقط يك تحقيق دم دستيه راجع به مفاهيم و گونه هاي مختلف عشق. اگر مي بينيد از نظر انديشمندان و نويسندگان خودمون استفاده نكردم به اين خاطره كه اولاً ظاهراً ما اونا رو زياد قبول نداريم، ثانياً خواستم يه خورده از جنبه وطني عشق دور بشم و اونو توي نظرات ديگران جستجو كنم، مطلب يه خورده طولاني شده واسه همين هم كاملش رو مي زارم اين زير تا هركي خواست و حوصله داشت بخونه.

مدل مثلثي استرنبرگ
استرنبرگ براي عشق يك مدل مثلثي در نظر گرفته كه شامل سه ضلع تعلق(Intimacy )، احساسات شديد(Passions ) و الزام و سرسپردگي(Commitment) به رابطه مي باشد و تعلق به احساسات عاطفي، به تعلق و اتصال به ديگري اشاره دارد.

اما احساسات شديد يا شهوت به عشق شهواني و فيزيكي معطوف است. الزامي به تداوم رابطه مبين ميل به ماندگاري رابطه است. بر مبناي اين سه جزء استرنبرگ عشق را به انواع مختلفي تقسيم مي كند كه در آن ها جايگاه و ارتباط اين سه جزء با همديگر اساس نوع عشق است.

1- دوست داشتن (Linking ) : در اين نوع عشق تعلق مهم ترين عنصر است اما احساسات تند و فيزيكي و الزام و سرسپردگي به رابطه وجود ندارد.

2- شيدايي (Infatuation ): مهمترين عنصر در اين نوع عشق، احساسات شهواني است و دو عنصر ديگر وجود ندارند.

3- عشق رمانتيك (Romantic ): تعلق و احساس شهواني وجود دارند، اما عنصر سوم موجود نيست.

4- موانست و رفاقت (Companionate Love ) : تعلق و ماندگاري رابطه بسيار مشهود است اما از احساسات تند و شهواني خبري نيست.

5- عشق احمقانه ( Fatuous ) : احساسات شهواني همراه با الزام حضور دارند، اما تعلق وجود ندارد.

استرنبرگ هيچ يك از اين عشق ها را مناسب نمي داند. بلكه معتقد است سه جزء عشق بايد در تركيب و هماهنگي با هم باشند تا فرد به عشق نهايي(Consummate Love ) برسد. اين عشق، يك عشق ايده آل و مطلوب است.

مدل هرمي جانسون
جانسون مدل استرنبرگ را قبول دارد اما آن را كامل نمي داند به نظر جانسون عنصر چهارم، عنصر معنوي و روحاني(Spirituality ) اگر نباشد، مدل عشق كامل نيست. معنويت به معناي جستجو و يافتن معناي زنده ي زندگي است. قسمتي از ما كه از خود زندگي بزرگتر است. اگر اين عامل به سه عامل استرنبرگ اضافه شود مدل هرمي جانسون به دست مي آيد.

عشق از ديد مازلو:
مازلو عشق را به دو گروه تقسيم مي كند. يك نوع عشق، كه عشق خودخواهانه، تسخيري و حريص است در اين عشق نيازهاي برآورده نشده ي فرد دخيل است، يعني فرد ديگري را به اين دليل دوست دارد كه نيازهايش را ارضاء مي كند. مازلو اين عشق را عشق كمبود(Deficiency Love ) مي نامد. عشق كمبود مثل اعتياد به داروهاست. فرد خود را به ديگري مي آويزد و به دليل نابسندگي خود، نمي تواند بدون ديگري هيچ كاري انجام دهد. در واقع همان طور كه اعتياد به دارو در طبقه ي پايين شايع است اعتياد به اين عشق نيز در طبقه ي متوسط و بالا شيوع دارد. به نظر مي رسد عشق رمانتيك استرنبرگ همان عشق كمبود مازلو باشد. عشق كمبود مانند چاهي است كه بايد پر شود، يك خلاء كه عشق در آن ريخته مي شود.

نوع ديگر عشق، عشق وجودي(Being Love ) است. عشقي بالغ و فروتن كه بر اساس عشق به وجود ديگري بنا مي شود. باز و خودمختار است. متكي به خويش است و آزادانه ارزاني مي شود. عشق وجودي، بدون شك ارزشمندتر، بالاتر و باشكوه تر از عشق كمبود است. براي اين نوع از عشق آزادي تمام عيار لازم است و منظور از آزادي اين است كه فرد بي همتايي دروني خود و فرد ديگري را به تمامي پذيرفته باشد. ميل سخاوت و تمايل به بخشش و خشنود كردن ديگري در اين عشق ديده مي شود. فرد در تلاش است تا ديگري را بشناسد و همين امر موجب صميميت و موانست در دو فرد مي گردد. عشق مبتني بر كمبود با حالت تدافعي در طرفين خودش را نشان مي دهد در حالي كه ويژگي عشق وجودي، خودانگيختي و حفظ فرديت در رابطه است. اين عشق فقط معطوف به افراد ديگر نيست بلكه در رابطه ي فرد با جهان نيز صدق مي كند. فرد در اين مرحله مي تواند طبيعت را همان گونه كه هست ببيند و از آن لذت ببرد. در صورتي كه عشق مبتني بر كمبود، جهان را تنها براي اين كه هدف خاصي را ارضاء كند، مدنظر قرار مي دهد. عشق وجودي، هشيارانه است و از آن جايي كه مالكانه و تسخيري نيست باعث رنج و عذاب نمي گردد. بدون هيچ هدفي، لذت بخش و شادي آور است. معمولاً از عشق وجودي به عنوان تجربه اي شگفت انگيز و بي نياز ياد مي شود.

روانشناسي امروز و عشق
روانشناسان امروز سه عنصر اصلي رفتاري- زيستي را در رابطه با عشق نام مي برند( فيليپس و...):

1- دلبستگي: عاشق و معشوق هريك به ديگري، حسي مانند حس يك كودك نسبت به مادرش را دارند.

2- مراقبت: عاشق و معشوق هركدام ديگري را كودكي مي بينند كه نياز به مراقبت دارد.

3- سكس: غريزه جنسي.

به دليل مهم بودن دلبستگي در ذيل به طور مختصر به انواع دلبستگي و نشانه هاي هركدام از آنها مي پردازيم:

انواع دلبستگي عبارتند از: دلبسته ايمن، دلبسته دوسوگرا(مشتاق- نگران)، دلبسته اجتنابي

1- دلبسته ايمن:

اين افراد، به راحتي صميميت معشوق خود را درك مي كنند و با وابستگي به آنها احساس راحتي دارند. افرادي كه دلبسته ايمن هستند: قابل اعتماد هستند، تمايل به ارتباط طولاني دارند، از سكس لذت مي برند، به ديگران توجه و محبت زيادي نشان مي دهند و ....

2- دلبسته دو سوگرا( مشتاق – نگران) :

اين افراد، اغلب خود را براي داشتن ارتباط صميمي، مشتاق تر از طرف مقابل مي دانند و نگران اين هستند كه معشوقشان دوستشان ندارد، افراد اين گروه: غيرقابل اعتماد و حسود هستند، ميزان قطع ارتباط و بي حرمتي به يكديگر بسيار مشاهده مي شود، نوازش را به سكس ترجيح مي دهند، معمولاً همسرشان را حمايت نمي كنند و...

3- دلبسته اجتنابي:

از نظر آنها اعتماد به ديگران غيرممكن است، وقتي مردم قصد نزديك شدن به آنها را دارند ناراحت و بيمناك مي شوند ، ارتباطات آنان كم و ناچيز است، از ارتباط صميمي اجتناب مي كنند و ...

منابع:
1- روش هاي برقراري ارتباط با ديگران. وايرديانا. ترجمه: اسماعيل بيابانگرد- علي نعمتي.
2- انگيزش و شخصيت. ابراهام.اچ.مازلو. ترجمه: احمد رضواني.
3- جاده كم گذر. اسكات پك. ترجمه: رويا منجم.
4- ولادت عشق. آبروني. ترجمه: ناژين شهنايي.
5- اينترنت.

آدرس
http://mehdishift.com/archives/037002.php
تصوير
شمارنده
1988
سيستم تبليغات هوشمند حضور موسسه خيريه حمايت از کودکان مبتلا به سرطان

 

 © 2010-2002 Hozour . All rights reserved مجتمع مجاري حضور - نسخه 8 - بهترين كيفيت نمايش 768*1024 مي باشد info [ at ] Hozour [ dot ] Com
Web Analytics Free counter and web stats