|
فنگ شوي - طراحي نظم انرژي
ديدن جدول: مكتوبات حضور
نسخه ويژه چاپ
ارسال به صورت HTML
ارسال به Word
Export to XML
برگست به ليست
|
|
6
|
|
فنگ شوي - طراحي نظم انرژي
|
فنگ شويي شايد به نظر رسد كه فنگ شويي، روشي است كه در هزاران سال پيش كاربرد داشته و امروزه براي حل مشكلات نمي توان به آن رجوع كرد. به نظر كارشناسان نظريه فنگ شويي كيهان شناسانه است و بر اساس نظريات تائويسم درباره رابطه كيهان وانسان شكل گرفته است. هدف آن ايجاد وحدت ميان آسمان، زمين، انسان و ماده از طريق نيرويي به نام تاي جي (نهايت مطلق) است. چيني هاي باستان اعتقاد داشتند هنگامي كه اين وحدت بوجودآيد كي (نيروي حيات) در موجودات جاندار و بي جان جاري شده، موجب بروز اتفاقات خوب و سازنده مي شود. فقدان جريان كي نيز نتيجه معكوس، يعني بدبختي و نحوست به بار مي آورد. به نظر مي رسد كه گفتمان اصلي تمام نظريه پردازان فنگ شويي از ابتداي شكل گيري تا به امروز مبتني بر اصل وحدت است واين مقوله از جمله مسائلي است كه براي بشر هميشه به عنوان يك دغدغه اصلي وجود داشته است. در فرهنگ جهاني عرفان نيز مي خوانيم كه عارف كسي است كه با نگرش جامع و عميق به درون (دل) و ترك ظواهر و امور سطحي ومادي، به سوي خداوند حركت خواهد كرد. زندگي در دنياي مادي، بشر را دچار گناه و سنگدلي كرده است كه با ذات الهي ومقدس او سرسازگاري ندارد. عرفان روشي و راهي براي حصول معرفت و وصول حق است. براي رسيدن به آن انسان بايد از سطح معرفت عاميانه به معرفت خاص حركت كند. وقتي عارف به اين معرفت دست پيدا مي كند از مقام عقل به مقام عشق مي رسد ودل در گرو پروردگار مي بندد و تا يكي شدن با پروردگار آرام وقرار نمي گيرد. مرحله يكي شدن،دراصطلاح عرفان وحدت نام دارد. بشر در طول تاريخ تلاش كرده است مفري براي سعادت وآرامش انسانها بيابد. ايجادمكاتب فكري و عقيدتي و ايسم هاي بشري و گروههاي مختلف و فرقه ها ناشي از جست وجوي انسان براي رسيدن به سعادت است اما شكست آشكار اين ايده ها وانديشه ها، انسان را به عرفان مثبت متمايل كرده است. كه مبدأ اصلي بحث آن در مقوله وحدت تجلي مي يابد. به نظر نگارنده، فنگ شويي نيز به مانند عرفان روشي است كه بواسطه آن انسان با كل هستي در هماهنگي و همبستگي قرار مي گيرد. نظريه وحدت بين آسمان، زمين وانسان محور هنر فنگ شويي است كه از آن اساطير وداستانهاي محلي فراواني زاده شده است. تفكر انتزاعي كيهان شناسي بعدها با عقايد مردم محلي در هم آميخت ، زيرا چيني هاي قديم در جست وجوي وسيله اي براي توضيح نيروهاي مرئي ونامرئي روي زمين وتأثير پيچيده ومرموز اين نيروها بر رفتار انسان بودند. هدف اين مردم غلبه و استيلا بر اتفاقات غيرمنتظره زندگي نبود، آنچه باعث جذب آنان مي شد معنويتي بود كه در ايام سختي و فاجعه به آنها پناه مي دهد و آرامش را به آنها باز مي گرداند. در نزد چيني هاي باستان، وحدت انسان و طبيعت (ونه غلبه انسان بر طبيعت) ،تدارك واقعي و ضروري براي ايجاد قلمرو معنوي اي است كه درآن انسان وكائنات به يگانگي مي رسند. حكمت محلي ضمن اعطاي ظرفيت پذيرش پديده هاي غيرقابل توضيح، به آنان مي آموخت كه با ايجاد تكيه گاهي محكم، در زندگي به صلح، اميد و رؤياي تداوم وشكوفايي دست يابند. اين تفكر بسيار پرمعنا، آرامش بخش و درعين حال عملي است ونشانه استيلاي عقل برپديده هاي مادي و اشتياق به تلاش براي پيشرفت است . فنگ شويي ريشه در همنوايي بين انسان و طبيعت دارد ومنجربه خلق يك سمفوني بسيار خاص انساني مي شود. فنگ شويي هنري است پررمز و راز كه پي بردن به كنه آن با عقل بشري ممكن نيست. اما به كارگيري اش بي شك دريچه هاي بسته را به روي آسايش و آرامش برمي گشايد. بنابراين به تعبيري باتعابير علمي نمي توان به ماهيت فنگ شويي دست يافت.همانطور كه راه يك عارف را نمي توان درعبارات و الفاظ ترسيم كرد اما مي توان درهمين حد بسنده كرده و اشاره كرد كه ماهيت و ذات فنگ شويي برمبناي گفتمان عشق پايه ريزي شده است واين هماهنگي و تطابقي كه بين انسان وهستي برمبناي تعادل بين انرژيها مطرح است ، جز در مفهوم عشق قابل تفسير و بيان نيست. در فلسفه فنگ شويي، بدون شك به نيروي محركه تمام كائنات ، كه درهمه اجزاي هستي ساري و جاري است، توجه شده است. واين بسيار ساده لوحانه خواهد بود كه ما اين هنر را فقط در حد نحوه چيدن اشياء و نظم وانضباط در منزل مطرح كنيم. برهمين اساس حكمت سنتي فنگ شويي (درتمامي مكاتب مختلف آن) عموماً از طريق ارتباط استاد با شاگرد و يا پدر با پسر از نسلي به نسل ديگر انتقال يافته است. باتوجه به اهميت اين ارتباط، استادان فنگ شويي دقت خاصي براي آزمودن شاگردان در طي زمان به كار مي برند. شاگردي كه فاقد احساس و ادراك مناسب باشد، جانشين شايسته اي براي استاد نيست و تنها علاقه مندي مشتاق و مطلع قلمداد مي شود. ازاين گذشته، اين هنر براي همه مناسب نيست و بسياري از استادان به دليل نيافتن جانشين شايسته، از انتقال رموز دانش خود به مريدان خودداري كردند و چشم از جهان فرو بستند. به همين شكل اگر استادي دچار انحراف شود، هنر و عمل او از نظر معنوي منقطع مي شود. چنين فردي مي تواند براي خود و سايرين بسيار خطرناك باشد. بنابراين دستيابي به گوهر تابناك فنگ شويي ، بدون درك و توجه كليت آن ممكن نيست. فنگ شويي يك احساس كيهاني است كه نهايت آن شهود است و شهود يكي شدن با روح جهان است و اين تعبير مفهومي جز عشق به كليت هستي ندارد. ==================== معناي لغت چيني فنگ (FING) با دو معناي شويي (Shui) آب است. عبارت باد و آب نماد «صعودباد به قله كوه» و «اوج گيري آب درموج» است كه در صورت همنوايي رفتار و كردار انسان را به سوي تعالي پيش مي برند. ريشه هاي فنگ شويي را بايد در ستاره شناسي كهن، علم جغرافياي قديم، حكمت محلي چين، جهان بيني و فلسفه نائويستي و طالع بيني چيني مندرج ئي چينگ (يكي از متون كلاسيك چيني كه ئي چينگ يا دگرگونيها نيز ناميده مي شود) جست وجو كرد. در فرهنگ سنتي چين مكانيابي و قرارگرفتن اشيا در موقعيتهاي مناسب از ويژگي و اهميت بالايي برخوردار است بطوري كه اگر در خانه اشيا در مكانهاي مناسب قرار نگيرند از آنها انرژي منفي متصاعد خواهد شد كه به نوعي تلخي و ناراحتي را وارد زندگي انسان خواهد كرد. فنگ شويي، يا طراحي استقرار اشيا براي خلق زندگي متوازن و موفقيت آميز بسيار كارا و سودمند محسوب مي شود. اين حكمت باستاني ابزار لازم جهت نيل به آرامش ورشد انسان را از طريق تعيين چگونگي ارتباط وي با اشياي و محيط پيرامون فراهم مي سازد. استقرار اشيا به گونه اي كه مردم (انسان)، محيط زيست (خاك) و روان (آسمان) با تشكيل وحدتي موزون، زمينه هاي پيشرفت انسان را ايجاد كنند. ـ پالايش مكان: طبق روايات سنتي چين آنچه براي يك زندگي و جامعه سالم لازم و ضروريست انرژي (+) و فعال است. اگر انرژي و نيروي حيات آزادانه در خانه و محل كار جريان نيابد انباشتگي ايجاد مي شود كه در نتيجه آن زندگي به سوي تيرگي و ايستايي حركت خواهد كرد. بطور كلي سه فاكتور اساسي سبب انسداد انرژي در يك مكان مي شود. الف: آلودگي فيزيكي ب ـ انرژي ساكنان قبلي ج ـ انباشتگي و درهم ريختگي. ـ آلودگي فيزيكي: منظور هرگونه چركي ناپاكي يا چيزهايي كه در محيط زندگي آلودگي ايجاد مي كند. انرژي پايين همواره پيرامون چركي و ناپاكي جمع مي شود. پرداختن به يك نظافت كامل و كلي بخش اساسي پالايش مكان است. ـ انرژي ساكنان قبلي: هرآنچه كه در عمارتي رخ دهد در ديوار و كف و اثاثيه و اشياي موجود در آن فضا ضبط مي شود و مانند چركي و آلودگي به صورت لايه هايي روي يكديگر قرار مي گيرد. با اين تفاوت كه نمي توانيم آن را ببينيم، اگرچه به شيوه هايي ژرف بر زندگي مان تأثير مي گذارد. ـ انباشتگي و درهم ريختگي: هرگونه بي نظمي و درهم برهمي يا نگهداري انبوهي از اشياي غيرلازم ومواد زايد مانع جريان نرم وهموار و آزادانه انرژي پيرامون يك فضا شده و در زندگي ساكنان آن مكان اغتشاش و گرفتگي ايجاد مي كند. ـ فنگ شويي و شهرسازي: كوين لينچ از معروف ترين شهرسازان معاصر جهان ، در مورد نقش اين باورها در شكل دادن به شهرها مي گويد: «الگوي چيني تأثير شگرفي در شكل تقريباً تمام شهرهاي عمده چين، كره، ژاپن و ساير مناطق آسياي جنوب شرقي به جاگذارده است نمونه بارز آن، شكل جادويي شهر پكن است. در اين الگو جهات داراي معاني و رنگهاي خاص خود هستند. شمال سياه و به يمن تلقي مي شود واز اين رو سپري براي دفاع از شهر در مقابل تأثيرات آن ساخته شده است. با آنكه قرنها از تكوين چنين هنري در چين مي گذرد بسياري از كارشناسان معتقدند كه در ساخت برخي از شهرهاي جديد در چين از فنگ شويي استفاده مي شود و به نوعي تأثير بسياري از اصول و بنيادهاي آن در معماري و شهرسازي مدرن در بسياري از كشورهاي غربي متداول و رايج شده است. لازم به ذكر است در دوران حاكميت مائو، بواسطه ظهور و تسلط گفتمان ايدئولوژيكي ماركسيستي، دولت چين با شيوه فنگ شويي بسيار مخالفت كرد و تلاش مي كرد با بهره گيري از رويه هايي سيستم شهرها برمبناي فنگ شويي طراحي نشود و حتي شهرهايي كه براين اساس ساخته شده بود توسط مقامات حزبي مورد بي مهري قرار گرفت و تخريب شد. مائو معتقد بود روشها و متدهايي كه مربوط به دوران سنتي ملت چين است براي امروز قابل قبول نخواهد بود. او همه چيز را برمبناي ايدئولوژي ماركسيستي ـ مائويستي توجيه مي كرد. بسياري از افرادي كه درسالهاي حاكميت وي از چين ديدن كرده اند از شهرهايي ياد كرده اند كه با متدهاي شهرهاي سوسياليستي مطابقت داشته و به هيچ عنوان با طراحي هاي سنتي و ريشه اي چين مثل فنگ شويي همخواني نداشته است. اما در دوران اخير با انتقاد از رويه مائو و يا شعار اصلاحات همه جانبه گرايش دوباره به سوي هنرهاي سنتي مثل فنگ شويي ديده شده است. در نهايت اينكه هدف از فنگ شويي حركت بي وقفه انرژي «چي» در محيط زندگي انسان است، به نحوي كه بتوان بيشترين سود را از آن برد. منظور از چي، همان نيرويي است كه جان آفرين و روح بخش است و در وجود ما، در خانه ما و در تمامي اشياي فيزيكي اطراف ما نفوذ مي كند. انرژي «چي» تأثير مثبت خواهد داشت اگر اجازه دهيم آزادانه جريان يابد، تأثيري منفي برجاي خواهد گذاشت هنگامي كه آن را در كنج و گوشه ها و شكافها و چاكها محصور كنيم، و زيان آور خواهد بود زماني كه آن را در مسيري مستقيم رها سازيم. درك و شناخت مشخصات انرژي مثبت، مي تواند جريان آزاد انرژي را ميسر كند و اين كار تأثير مستقيمي بر سلامتي، شادابي، پيشرفت مالي و افزايش ثروت افراد خواهد داشت. هدف از فنگ شويي كردن خانه اين است كه موقعيت مكاني آن را ارزيابي و مسير حركت انرژي ها را در داخل خانه كشف كنيم و آن را با علايم و عناصر خاص مربوط به زمان تولد ساكنان و صاحبان آن به گونه اي ارتباط دهيم كه خوشبختي و سلامتي با استفاده بهينه از اتاقها و اشيا و رنگها و تزيينها به بالا ترين حد خود برسد. اين شرايط در زندگي به دست نمي آيد، مگر آنكه بي نظمي ها و اختلالات دروني ناشي از انرژيهاي منفي را شناخته و با رويه وراهكار مناسب (كه در فنگ شويي مطرح است) به يك زندگي مثبت در سايه انرژيهاي فعال دست يابيم ==================== از آنجايي كه مهمترين منبع درآمد مردم چين باستان كشاورزي بود، لذا جهتهاي جغرافيايي و وضع آب و هوا در كيفيت محصولات كشاورزي با اهميت تلقي مي شد. برهمين اساس هريك از جهات اصلي جغرافيايي، برمبنايي تعريف مي شد. اين تعاريف به سبب اهميتشان نسل به نسل، سينه به سينه در بين قشر كشاورز منتقل مي شد، چرا كه نيروهاي مختلف طبيعي، انرژي هاي متفاوتي متصاعد مي كردند كه در مقدار و كيفيت محصولات تأثيرگذار بود. اين نيروها و جهات شامل طلوع خورشيد(شرق) ، غروب خورشيد(غرب)، بادهاي سرد(شمال) و آفتاب گرم(جنوب) بودند. از اين گذشته بادهاي غيرفصلي و سايرجريانات طبيعي نيز از جهات ديگري (شمال شرق، شمال غرب، جنوب غرب و جنوب شرق) برزندگي آنها تأثير مي گذاشتند. كه برمبناي پنج عنصر اصلي كه در فرهنگ چين مطرح است، شمال قلمروآب، جنوب قلمرو آتش، شرق قلمرو چوب و غرب قلمرو فلز محسوب مي شود و خاك نيز كه مركز را به اشغال خود درآورده توسط جهات و عناصر ديگر احاطه شده است. ـ يين ويانگ: در فنگ شويي تعادل بين جهات جغرافيايي و عناصر اصلي برمبناي يين ويانگ صورت مي گيرد. يين ويانگ (تاريكي و روشنايي) دو اصل مكمل فلسفه چين و دو قطب متضاد همه هستي اند. آن دو، دو رويه يك سكه را تشكيل مي دهند. يين، تاريكي، مؤنث و منفي است. يانگ، روشني، مذكر و مثبت است. اين نيروهاي مكمل بطور مستمر برروي يكديگر تأثير مي گذارند و باعث تغيير محيط مي شوند. بطور كلي كنش متقابل ميان اين دو جزء برروي كل هستي تأثيرگذار است. و هرگونه عدم تعادل ميان اين عناصر تأثيري منفي برروي اشيا و طبيعت و زندگي انسان خواهدداشت. در تحليل قضايي در يك خانه، بين قسمتهاي آرام و غيرفعال اتاق اطلاق مي شود كه فاقد در، ورودي، پنجره و يا هرنوع دريچه اي به اطراف باشد. يانگ معرف قسمتهاي فعال اتاق است كه در آن امكان حركت وجود دارد. يعني قسمتهاي مجاور درها، ورودي ها، بازشوها و پنجره ها. براي مثال در اتاق خواب، بهترين محل قرارگيري تخت، سمت بين يا نقاط مجاور آن است. نامناسب ترين محل نيز براي استقرار تختخواب زيرپنجره ها، يعني جايي است كه هواي سرد يا آلوده بيرون بانفوذ به درون موجب سرماخوردگي و سردرد مي شود . ـ جهان فيزيكي و فنگ شويي: شرايط زندگي در عصر مدرن، بسياري از نظام ارزشها، روابط انساني، محيط زندگي، انسان را دستخوش تحولات ساختاري كرده است. زماني انسان در دل طبيعت زندگي مي كرد و بسيار با نظام طبيعت انس و الفت داشت. در حاليكه امروز ارتباط انسانها با طبيعت به شكل نمادين مطرح است. اين مسائل در حالي مطرح مي شود كه در فنگ شويي اين باور وجود دارد كه هر خانه اي بايد با محيط فيزيكي اطرافش ارتباط برقرار كند. در خرد و فلسفه چين نيز گفته شده است كوهها افراد را در اختيار دارند و آب جريان پول و ثروت را به وجود مي آورد. مكاني كه براي ساختن خانه جديد مي خواهيد انتخاب كنيد بايد از ارتباطي منطقي و درست با كوه و آب برخوردار باشد. در گذشته هاي دور چيني ها از ساختن خانه در محلي كه هيچ كدام از اين دو، يعني آب و كوه، در كنار آن وجود نداشت، خودداري مي كردند. هنوز هم ويژگي هاي كوه و رودخانه در قلب فلسفه فنگ شويي وجود دارد و به طور يكساني از اهميت قابل توجهي برخوردار مي باشد. زندگي امروز ما نسبت به گذشته بطور فاحشي تغيير كرده است. امروزه تعداد كمي از ما مي تواند از شانس زندگي در نزديكي يكي از اين دو نعمت برخوردار شود و اكثريت مردم زندگي در برجها و مجتمع ها را به زندگي در دامن طبيعت ترجيح مي دهند. ـ پنج عنصر: انديشه كيهانشناسانه تائوئيسم، تمام اشياء جهان را ساخته شده از پنج عنصراصلي اوليه فلز، چوب، آب، آتش و خاك مي داند. اين عناصر به صورت متضاد و يا مكمل يكديگر عمل مي كنند. براساس نظريات فنگ شويي استقرار اشيا در منزل برمبناي تأثيرگذاري عناصر برروي يكديگر تعيين مي شود. استقرار اشيا در فضاي خانه بايد باشد كه موجب توازن درفضا شوند. به عنوان مثال براساس اين نظريه، استقرار چوب يا اشياء چوبي درمجاورت اجاق گاز غيرعاقلانه است، زيرا عناصر فلز و چوب متضاد محسوب مي شوند و قراردادن صندلي چوبي درمجاورت اجاق فلزي باعث ايجاد تضادشده ممكن است منجر به حريق شود. اما ازآنجا كه فلز و آب مكمل يكديگر هستند، قراردادن شيء در ارتباط با آب (لگن ظرفشويي يا لگن آب بين صندلي چوبي و اجاق فلزي) اين تضاد را ازبين برده، ايجاد توازن مي كند. ازطرف ديگر، اجاق داراي عنصر آتش نيز هست كه درتضاد با عنصرآب عمل مي كند. ولي دراين مورد توسط فلز مهارشده است و خطري محتمل نيست. عنصر آتش اجاق را مي توان ازطريق استفاده از ظروف سراميكي و ياظروفي كه درارتباط با عنصرخاك هستند نيز خنثي نمود، زيرا آتش و خاك مكمل يكديگر محسوب مي شوند. ـ ويژگيهاي عناصر: براساس طالع بيني چيني و مبناي عناصراصلي در فنگ شويي مي توان خصوصيات رواني و كيفيت انرژي هريك از عناصر را شرح داد. چوب: افرادي كه داراي اين عنصر هستند از شخصيتي قوي برخوردارند. اما به سادگي تحت تأثيرديگران قرارمي گيرند. كساني كه دراين گروه جاي دارند، معمولاً مي خواهند به اشخاص ديگر كمك كنند. آنها غالباً از ديدديگران تاحدودي ترسناكند، از اين رو بقيه مي كوشند آنان را به اختيار خود درآورند. آتش: افراد اين گروه در دوستي بخشنده و باگذشتند و هميشه درصدد كمك به ديگران اند. اما معمولاً قادر به مراقبت ازخودشان نيستند. خاك: كساني كه دراين گروهند قلبي مهربان دارند، هميشه مواظب صحبت با ديگران هستند و برقول خود ثابتند. ازطرف ديگر، ازپند و اندرز به ديگران دوري مي كنند و بسادگي نيز تغييرعقيده مي دهند. فلز: افراد اين گروه مثل ريگ پول خرج مي كنند. ذاتاً انسانهايي بخشنده، شجاع و ياور هستند. ازآنان نبايد انتظار آينده نگري داشت. آب: افراد اين گروه، آدمهاي بزرگي هستند، آينده نگر و بسيارباهوش اما درعين حال محافظه كار و گاهي ترسو به نظرمي رسند. چرخه سازگاري و ناسازگاري: در فنگ شويي چرخه سازگاري حركت آزاد دايره اي است كه هر عنصر درآن تركيب مثبتي از انرژيها را درارتباط با عنصري ديگر به وجودمي آورد. توضيح اين چرخه، به درك چگونگي كاركرد عناصر فنگ شويي كمك مي كند. چوب، آتش را به وجودمي آورد. آتش درحالت آتشفشاني خاكستر و زمين را به وجودمي آورد. خاك، موجب پيدايش سنگ آهن و ساير فلزها مي شود. فلز، از ذوب اجسام صلب به وجودمي آيد و هنگامي كه ذوب مي گردد، مبدل به آب مي شود. آب به ريشه درختان مي رسد و درختان قلب جنگل هستند. به نظرمي رسد درفلسفه فنگ شويي روند سازگاري چرخه عناصر، مبتني بر پويايي عشق تداوم مي يابد. نيرويي كه بطورذاتي درتمام اجزاي هستي تكوين يافته است كه بواسطه فراهم بودن بسترها از شكل بالقوه به فعل درمي آيد.اما در اثر عملكرد ناصحيح، چرخه عناصر به صورت ناسازگاري جلوه مي نمايد. با اين توضيحات دور تسلسل ناسازگاري و روابط متقابل منفي انرژيها را به صورت زيرمي توان مطرح كرد، چوب، ازطريق ريشه هايش درزمين شكاف ايجادمي كند. خاك، آب را به خودمي گيرد و نگه مي دارد. آب، آتش را خاموش مي كند. آتش، فلز را ازبين مي برد. فلز، چوب را نابودمي كند.
|
|
http://javad2020.persianblog.com
|
|
|
5633
|
|
|
|